نسل سوخته اما پخته

ماه پشت ابر

نسل سوخته لفظی است معمولا برای توجیه گرفتاری ها در جوامع در حال توسعه یا جهان سوم و در کل جوامعی که دچار چالش سیاسی اقتصادی شده‌اند، از جمله ایران خودمون مخصوصاً بعد از انقلاب و دوران معاصر ما، اما در کنار همین گپ و گفت ها افرادی بوده و هستند که در بدترین شرایط توانستند به موفقیت های چشمگیری دست یابند که حتماً در رسانه‌ها دیده اید.

درست است که ما به خاطر تحریم‌ها و جنگ و … تحت تاثیر زیادی قرار داشته و هستیم، ولی  در یک نگاه می‌توان گفت که در واقع این گرفتاریها نتیجه سرعت پیشرفت جهان و فاصله گرفتن ایران از زمان های بسیار دورتر از آنها است، منظور زمانی که در اروپا انقلاب صنعتی رخ داد و یا در دوران رونسانس و …. .

آنها توانستند با تلاش و کوشش به پیشرفت های زیادی دست یابند که باعث شد  از سالها قبل ما جزو نسل سوخته به حساب بیاییم، اما ابتدا به چشم نمی آمد، زیرا که در ایران فضای مدرنیته اصلا به وجود نیامده بود که جایگاه خود را پیدا کنیم،سیستم ارباب و رعیتی باب بود و امکانات بسیار ناچیز…

غمار جهان سوم و رقابت برای تسلط به آن

این چیزیست که بیگانگان و دشمنان ما میخواهند، آنها چند صد سال است که به این وابستگی ما عادت کرده‌اند و کشور ما به بازاری برای اجناس معیوب و دست دوم نیز پدید آمده بود و هنوز هم اتفاق می افتد. و از آن سو استفاده می کنند شاید گاها بر سر تسلط بر کشورهای جهان سوم بین چند ابرقدرت اختلاف ایجاد می شود، یعنی همان جنگ علمی و قدرت تسلط بر جهان سوم و دوشیدن جوامع ضعیف‌تر که همان تفکر امپریالیسم می باشد.

و همچنین بردن ملت‌ها به حاشیه مثلاً بر سر اختلافات دینی و… وعقب انداختن ما برای فاصله گرفتن بیشتر جهان اول و سوم، در واقع انسان باید ابتدا بیدار شود و جایگاه خود را تشخیص دهد که درکجای این هزارتوی علم قرار دارد.

ما نباید از وسط علم وارد شویم و آن را ادامه دهیم، اما مجبوریم ، این کار سخت تر از پایه گذاری یک بنای علمی می باشد. پس نیاز به تلاش و انگیزه و پژوهش است.

ابزارهای مفید

متاسفانه سقف مطالعه ایران بسیار پایین است و به خاطر همین در بسیاری از دانشگاه ها علمی وجود نمی آید بلکه بیشتر در حال انتقال است. و از شکلی (کتاب) به شکل دیگر تبدیل میشود (جزوه) با کمی تفکر واضح می شود که این موذل ها نتیجه کم کاری های نسل های گذشته و نسل امروز که ناخواسته دچار آن هستند و این اشتباه را تکرار میکنند.

این قضیه ابعاد مختلفی مخصوصاً از نظر سیاسی دارد. چراکه ایرانیان همواره انسان های پاک نیت و دارای افکار سالم و خداگونه بودند و هیچ وقت فکر نمیکردند که غربی ها یک روز از فقر علمی ما این گونه سوء استفاده بکنند وگرنه در همان زمان ها به فکر می‌افتادند. پس تنها چیزی که می توانند این خلع را پر کنند مطالعه و پیشرفت علمی به معنای واقعی می باشد و باید از راه پژوهش و تحقیق و رسیدن به علم به جنگ با دشمن رویم.

دشمنی که با تمام توان به دنبال پیشرفت و تحمیل آن بر ماست. البته استارت آن در ایران خورده است اما دچار نوسان می باشد که باید آن را تقویت کرد، که یکی از راه‌های آن باسواد شدن جامعه به معنای واقعی میباشد و نه صرفاً با گرفتن مدرک تحصیلی ،  بلکه با مطالعه و تحقیق و پژوهشی امکان پذیر می باشد،و باید درصد کتابخوانی و آموزش بالا رود، که مستلزم فرهنگ سازی و برنامه ریزی روی کودکان و ایجاد این نگرش در آنها است و برای تحقق این مهم باید الگوی آنها باشیم.

وقتی که بزرگترها به تحصیل و مطالعه بها دهند کودکان هم به آنها نگاه می کنند، و ارزش علم را می دانند تا در مدارس کمتر شاهد افت تحصیلی و تقلب در امتحانات باشیم تا محصلین بفهمند که این کار دزدی از خود است و عاقبت خوبی ندارد. چرا که پس رفت یک کشور گریبان گیر کل آن ملت میشود.

ابزار نابودگر 

کودکان بهترین ابزار برای شکوفایی علمی می باشند و آنها را نباید دست کم گرفت بلکه باید از آنها توقع بیشتر از خودشان را داشته باشیم. چرا که ما باید آنها را به باور برسانیم که می‌توانند در جریان رود خروشان علم سرعت بگیرند، با ایجاد شرایط مناسب و جوی سالم و علمی برای کودکان توأم با در نظر گرفتن همه جوانب زندگی و نیازهای مادی و معنوی می‌توان کودکان را بر طبق یک برنامه ریزی اساسی و پیدا کردن استعداد هایشان به درجات بالا رساند.

کودکی که خود را باور کند و الگوی مناسب داشته باشد و بدانند که چه می خواهد، به اعتماد به نفس لازم دست پیدا خواهد کرد و به سرعت پیشرفت می‌کند. همچنین باید آنها را برای روزهای سخت آماده کرد تا بدانند که همیشه اوضاع بر وفق مراد نیست و به دنبال فرصت و جایگاه نباشند چرا که خود باید فرصت را ایجاد کنند وخود الگوای شوند برای فرزندان خود و کشور.

فرهنگ‌سازی اینگونه نگرش بیشتر وظیفه آموزش و پرورش می باشد تا والدین کودکان، اما والدین بی‌تاثیر نخواهند بود و گاه دیده شده که بهتر هم هستند چرا که آنها تمام وقت در کنارشان بوده و با تمام عواطف و احساسات کودکانشان آشناترند که خوشبختانه امروزه خیلی تخصصی‌تر روی بچه‌ها کار می‌کنند تا دوران گذشته، که نشانه بسیار خوبی برای پیشرفت جامعه و کشور می باشد.

امیدواریم که در تمام خانواده‌های ایران جوی سالم و گرم و توام با دوستی باشد تا بستری باشد برای نسل های جدید و رونق علمی آنها.

 

منبع:http://persiane.ir/Generation-but-cooked-burned.html

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *